بخش سوم:
داریوش در وصیت نامهاش به خشایار شاه در مورد اقداماتش میگوید:
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن این انبارها را كه از سنگ ساخته میشود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه میشوند، حشرات در آن به وجود نمیآیند و غله در این انبارها چند سال میماند. بدون اینكه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن این انبارها ادامه بدهی تا این كه همواره آذوقه دو و یا سه سال كشور موجود باشد و هر سال بعد از اینكه غله جدید بدست آمد، از غله موجود در انبارها برای تأمین كسری خواروبار از آن استفاده كن و غله جدید را بعد از آنكه «بوجاری» شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملكت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشك میشود.
هرگز دوستان و ندیمان خود را به كارهای ممكلتی نگمار و برایآنها همان مزیت دوست بودن با تو كافی است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به كارهای مملكتی بگماری و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمایند. نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی، چون تا دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی.

كانالی كه من بین شط نیل و دریای سرخ به وجود آوردم، از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد. اما مواظب باش كه عوارض عبور كشتیها از آن كانال نباید آنقدر سنگین باشد كه ناخدایان كشتیها، ترجیح بدهند كه از آن عبور نكنند. اكنون سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینكه در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار كنند ولی فرصت نكردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این كار را به انجام برسانی.
پس از كوروش، داریوش اول و كمبوجیه و دیگر پادشاهان راه او را در راه مملكت ادامه دادند و تخت جمشید و شهر پارسه از بزرگترین بناهایی است كه توسط وی در سال 518 (ق.م) بنیانگذاری و توسط شاهان پس از او تكمیل شد.
بیش از 30000 لوح خشتی و تعدادی لوح سنگی كه در سال 1312 توسط باستان شناسان در گوشه شمال غربی تخت جمشید كشف شده به خوبی و روشنی نشان میدهد كه كارگران در تخت جمشید (برخلاف كارگران سازنده اهرام مصر) نه تنها در تخت جمشید بلكه در تمامی اماكن و تأسیسات دولتی، حقوق كافی دریافت میكردهاند و علاوه بر آن از « جیره ماهنامه» برخوردار بود و شگفتآورتر از آنكه همه آنها «بیمه» بودند.
در تخت جمشید نه تنها مردان و پسران بلكه دختران و زنان مشغول به فعالیت بودند، هم چون مردان از حقوق و مزایای كافی برخوردار بودند. دستمزد كارگران براساس سن و مهارت تقسیمبندی میشد و مادران از مرخصی و حقوق زایمان و نیز حق اولاد استفاده میكردند. دستمزد كارگرانی كه دریافت اندكی داشتند با جیرههای ویژه، ترمیم میشد تا گذران زندگیشان آسودهتر باشد.
«پیر بریان» مینویسد:
«در مورد جیرههای غذایی كارگران، الواح و مستندات گوناگونی از تخت جمشید بدست آمده.
جیزه غذایی شامل: گندم، جو، شراب، نان گوشت و دیگر مواردی بود كه با حسابرسی دقیق با توجه به سن، مهارت و جنس و وضعیت كلی كارگر یا استفاده كار و كارمند به او پرداخت میشد.
جالب توجه اینكه حتی به حیوانات متعلق به كارگران كه در تخت جمشید كار میكردند از سوی «دربار» جیره نقدی تعلق میگرفت كه بیشتر غله بود.
مطابق الواح بدست آمده در سال 500 (ق.م) حدود 228 لیتر شراب در میان هشت كارگر و استادكار توزیع شده كه توسط رئیس بخش اداری تخت جمشید دستور توزیع آن داده شده است. بدین صورت كه 1914 لیتر شراب به هر دو نفر 23 لیتر به دو استادكار و نیز 23 لیتر به نفر زنی كه بین این هشت نفر بودند داده شده اما كسانی كه ریاست را برعهده داشتند، غلات بیشتری از مقدار استاندارد و معمول داده میشد است كه جیرهها ماهیانه را میتوان به طور مختصر به شرح زیر تقیسم كرد:
1- غلات 2- آرد 3- شراب 4- گوسفند 5- نان 6- سكه 7 – پارچه 8- آب جو
توزیع بعضی از جیرهها مثل: گوسفند همه گروه همیشگی نبوده است. گروههای كارگران در تخت جمشید تحت نظارت و ریاست ناظرین بودند و ناظرین نیز تحت فرمان خزانهدار و كمك خزانه دارای وقت بودند. جالب آنكه این كارمندان برای جلوگیری از فساد هر چند سال تعویض میشدند.
محل زندگی كارگران نزدیك شهر پرسپولیس بنا شده بود تعداد كارگران 25000 نفر تخمین زده شده است كه به طور دائم به مدت 50 سال مشغول ساختن مجموعه تخت جمشید بودهاند.
مدت زمان كاركرد روزانه كارگران 8 ساعت و در تابستان 10 ساعت بوده است.
دستمزد كارگران به صورت رسمی در ماه یك «در یك طلا» و استاد كاران 5 یا 6 برابر آن در ماه دریافت میكردهاند. از آنجا كه هر كارگر و یا استاد نمیتوانست تا آخر عمر كار كند حقوق هر فرد در صندوق جداگانه زیرنظر خزانهدار پس انداز میشد. تا در هنگام از كارافتادگی به او و یا خانواده او پرداخت میشد. ( بیمه از كارافتادگی امروزی) مزد كارگران در زمانهای تعطیلی نیز محاسبه و پرداخت میشد»
همانطور كه قبلاً هم ذكر شد، در تخت جمشید فقط مردان مشغول به كار نبودند. بلكه در اموری همچون بافندگی، زنان و دختران هم حضور داشتند. در بیست و سه لوح و متن كه از كاوشهای بدست آمده به گروههای زنان اشاره شده معلوم میشود كه زنان پشم میریسند و انواع لباس و جامه تهیه میكردهاند.
حقوق زن و مرد در اغلب اوقات برابر بوده است و زنان میتوانستند كار نیمه وقت انتخاب كنند، تا از عهده وظایفی كه در خانه به خاطر خانواده داشتند برآیند.
از نكات بسیار شگفانگیزی كه در مورد زنان و وضعیت آنان باید اشاره كرد امور رفاهی فراوان و برابری زنان و مردان بوده است . زنان در عصر هخامنشی میتوانستند حتی به ریاست گروههای كار انتخاب شود و در هنگام زایمان از جیره بیشتری نسبت به مردان برخوردار بودند. پس از زایمان از مرخصی با حقوق و نیز هدایایی بهرهمند میشدند. آنها میتوانستند كه در هنگام كار در تخت جمشید، كودكان خود را به «مهدكودك» بسپارند.
طبق شواهدی كه موجود است. خانواده ایرانی در عصر هخامنشی به صورت عمدتاً تك همسری و خانواده گسترده بوده است.
در بین الواح مكشوفه كه ذكر آن گذشت به همه زنان بافنده نیز اشاره شده است در اغلب اوقات جیره شراب، آب جو و غلات دریافت میكردند. به مادران بیشتر از زنان و دختران، جیره تعلق میگرفت كه خود پاداشی بود برای فرزندآوری جیرههای اضافی كه به ازای فرزندان بیشتر به مادران تعلق میگرفت اساساً به زنان امكان میداد كه نیروی خود را باز یابند و با شیر خود، كودكانشان را تغذیه كنند. اسناد تخت جمشید آن قدر دقیق است كه حتی تعداد نوزدانی كه در صد كودك نگهداری میشدهاند به همراه مادرانشان جیره دریافت میكردهاند.
دختران در عصر هخامنشی مطابق دستورات دین زرتشت در امر ازدواج اختیار كامل داشتند. بنا به گفته هردوت، در زمان هخامنشیان دولت به مردم كمك مالی میداد تا بتوانند همسر انتخاب كنند. داریوش حتی به خانوادههایی كه فرزند زیاد داشتند جایزه میداد.
مرتضی راوندی مینویسد: چنانكه سوابق نشان میدهد، حجاب به صورت غیر جدی و آمیخته با تساهل فقط در بین طبقات ممتاز وجود داشت. معاشرت دختران و پسران قبل از ازدواج معمول بود. زنان مخصوصاً آنان كه وابسته به طبقات پایین بودند در فعالیتهای گوناگون اقتصادی و اجتماعی شركت میجستند.
زرتشت خطاب به دخترش میگوید: آن كسی را به همسری برگزین كه «خرد» تو به آن فرمان میدهد. همین تعالیم مذهبی مطمئناً در عصر هخامنشی نیز به صورت رایج وجود داشته است.
زنان در عصر هخامشیان، به بالاترین مرتبه فرماندهی لشكر رسیدند « آرتمین» نخستین زن دریا نورد ایرانی بود كه در حدود 2480 سال پیش به فرمان خشایار شاه به مقام دریا سالاری و فرماندهی كل نیروی دریایی ایرانی رسید. همچنین او اولین زن در تاریخ دریا نوردی جهان است كه در جایگاه فرماندهی قرار گرفته از دیگر نكاتی كه در مورد جایگاه زنان در عصر هخامنشی میتوان به آن اشاره كرد. برگزاری روز «زن» در ایران باستان بوده است كه در پنج اسفندماه سال بوده است.
زنان در این روز از شوهرانشان هدیه میگرفتند. در ایران باستان این روز را به احترام فرشته پاك «سپندارمز» برای پیروی از صفات پاك جشن میگرفتند و شادی پایكوپی میكردند. ابوریحان این جشن را، مژده گیران یا مزدگیران نامیده است كه البته این رسم در آیین زرتشتی چندان با دوام نماند و كمتر خانواده ایرانی و زرتشتی در ایران چیزی از این مراسم میدانند.
در مورد نظام قضایی و رعایت عدالت كه از ویژگیهای رفاه و تأمین اجتماعی است. در زمان هخامنشیان بسیار مدون و عادلانه بود. زیرا مجری قانون و دادگستری، مغان و پیشوایان مذهبی بودند كه نزد ایرانیان از فرزانگان و دانشمندان به شمار میرفتند.
در همین زمان برجعی تحت عنوان «محكمه اعلی» وجود داشت كه از هفت قاضی منتخب از نجیبزادگان تشكیل میشد و محكمههای محلی، نیز در سراسر كشور ایجاد شده بود تا از طولانی شدن محاكمهها جلوگیری كند.
برای هر نوع محاكمه زمان معینی تعیین و همواره به طرفین پیشنهاد سازش از طریق داوری میگردید. به علت زیادی سوابق قضایی و طول و تفضیل قوانین گروه خاصی به نام «سخنگویان» قانون پیدا شدند كه مردم با آنان مشورت میكردند و برای پیشبرد دعاوی از آنان كمك میخواستند.
در زمان هخامنشیان فقط موبدان به مقام قضاوت نمیرسیدند. بلكه عمل قضاوت و حتی انتخاب قضات به دانشمندان سالخورده نیز واگذار میشد.
رشوه دادن از گناهان بزرگ و مجازات آن اعلام بود. كمبوجیه دستور داد پوست قاضی اسدی را كندند و بر كرسی قضاوت وی كشیدند و فرزندش را بر آن تحت نشاندند تا پیوسته هنگام قضاوت سرگذشت پدر را به خاطر داشته باشد و از راه درست منحرف نشود.
اگر كسی در محكمه محلی نمیتوانست به حق خود برسد، میتوانست به شاه رجوع كند.
داریوش در یكی از كتیبههای خود مینویسد:
« به خواست اهورا مزدا من چنانم كه راستی را دوست دارم
بدی را دوست نیستم چون مرا خشم مسلط شود با اراده سخت نگاه میدارم
برخویشتن سخت فرمان روا هستم»
در جای دیگر مینویسد:
« از دروغ روی گردانم، دوست ندارم ناتوانی از حقكشی در رنج باشد هم چنین دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهای ناتوان آسیب برسد آنچه را كه درست است من آن را دوست دارم من بر خشم نیستم»
داریوش مجموعه قوانینی تنظیم كرد كه آن را «دستورات نظامات خوب» نامید كه تا دورترین نواحی كشور اجرا میشد. چنانكه داریوش در كتیبه بیستون به آن اشاره میكند كلمه «دات» كه امروزه به قانون ترجمه شده است. نخستین بار توسط داریوش در كلیه 2500 كشور تحت الحمایه ایران رایج شد در همین مورد داریوش در كتیبهای مینویسد:
"خواست خدا در زمین، جنگ نیست. بلكه صلح نعمت و حكومت خوب است من در دل خود تخم كینه نمی كارم هر آنچه كه مرا به چشم آورد از خود دور میسازم و با نیروی خود بر خشم چیره خواهم شد ."
در جای دیگر میگوید:"آنكه گزند رساند وستم كند به اندازه گوشمالش میدهم. نمیخواهم كسی زیان برساند و كیفر نبیند. آنچه كسی در بندگی دیگر مرا بگوید مرا قانع نمیكند مگر طبق قانون نیك گواه درست آورد و داوری شود.
داریوش در وصیتنامهاش به خشایارشاه در قسمتهایی مینویسد:
زنهار، زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو. اگر از كسی ادعایی دارد موافقت كن تا یك قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار و رای صادر نماید زیرا كسی كه مدعی است اگر هم قاضی باشد ظلم خواهد كرد...
عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان بعد از عدالت برجستهترین صفت پادشاهان عفو و سخاوتمندی است. ولی عضو باید موقعی به كار بیافتد كه كسی نسبت به تو خطایی كرده باشد و اگر به دیگر خطا كرده باشد و تو عفو كنی بدان ظلم كردهایی: زیرا حق دیگری را پایمال نمودهای.
آنچه در این سند و دیگر اسناد مكشوفه ذكر شده بنابر شهادت مورخین فقط شعار نبوده بلكه در عمل اجرا شده زیرا الواح یافته شده نشان می دهد كه مسوولان انجام وظایف دادگستری سخت به انجام رعایت عدالت و دادگری پایبند و به عمل در میآوردهاند.
كورورش برای نخستین بار در ایران دستور داد تا دادگاههای محلی تاسیس شود و روزی در هر ماه برای بارعام به همه اقشار مختلف تعیین كرده بود تا شخصا بتواند با مردم به صورت مستقیم دیدار كند و مردم بتوانند مشكلاتشان را با وی رودررو در میان بگذارند كه عمل در اصطلاح سیاسی امرزوی، حركت دموكراتیك خوانده میشود . درنتیجه نمیتوانست حكومت فاسدی صورت بگیرد. البته مردم هم از این فعالیتها حمایت می كردند .
درباره آموزش دینی و اخلاقی هخامنشیان فرزندان خود را ازكودكی به فراگرفتن ورزشهای گوناگون و كارهای دسته جمعی عادت میدادند تا از این راه حس همكاری و جوانمردی را درایشان ایجاد نمایند و در انجام وظایف اجتماعی و حفظ حقوق خود و دیگران كوشا باشند، از قوانین جمعی پیروی نمایند و آن را محترم دارند و گذشته از آن از اندیشه و كردار نكوهیده در امان باشند زیرا می دانستند:
دل تهی، بدی جوید و دست تهی به گناه گراید.
اوستا در قبال مردم سه وظیفه بزرگ و اساسی را برعهده هر زرتشتی گذاشته است:
1. دشمن را دوست كن.
2. پلیدی را پاكیزه بدار.
3. نادان را دانا گردان.
(منبع: http://hekhamaneshi.mihanblog.com)