سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم  سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم .:بازی-نرم افزار-سیاسی-تاریخی-و...:.
   

 وبلاگ من ...

 3 وبلاگ من

 3 ایمیل من

 

وضعیت یا هو

 

[YahooOnline(1z4)]

 

بایگانی....

 

 نویسندگان

کوروش (11)

.....................................

موضوعات

عمومی (1)بازی (1)نرم افزار (0)سیاسی (0)دیگر (2)تاریخی (7)

.....................................

 آرشیو

مرداد 1386 (10) تیر 1386 (1)

.....................................

صفحات

1 2 3

 

لینکستان

 

لینکدونی

 

آرشیو لینكدونی

 

جستجو

  

جستجو در بلاگ

 

آمار وبلاگ

 

بازدیدهای امروز : [cb:stat_today_view]

بازدید های دیروز : [cb:stat_yesterday_view]

كل مطالب : [cb:stat_total_post]

كل نظرها :

كل بازدید ها : [cb:stat_total_view]

 

.........................................

 

 

  <پیام بازرگانی ۲

 

برای پشتیبانی از این وبلاگ و همچنین برای بهره برداری خودتان از لینک های زیر دیدن فرمایید.خواهشا!
سپاسگذارم!Smiley

 

نوشته شده توسط کوروش در  جمعه 12 مرداد 1386  و ساعت 12:08 ب.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 

  <رفاه و تامین اجتماعی در عصر هخامنشیان ۳

 

بخش سوم:

داریوش در وصیت نامه‌اش به خشایار شاه در مورد اقداماتش می‌گوید:

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن این انبارها را كه از سنگ ساخته می‌شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شوند، حشرات در آن به وجود نمی‌آیند و غله در این انبارها چند سال می‌ماند. بدون اینكه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن این انبارها ادامه بدهی تا این كه همواره آذوقه دو و یا سه سال كشور موجود باشد و هر سال بعد از اینكه غله جدید بدست آمد، از غله موجود در انبارها برای تأمین كسری خواروبار از آن استفاده كن و غله جدید را بعد از آنكه «بوجاری» شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملكت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشك می‌شود.

هرگز دوستان و ندیمان خود را به كارهای ممكلتی نگمار و برای‌آنها همان مزیت دوست بودن با تو كافی است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به كارهای مملكتی بگماری و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمایند. نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی، چون تا دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی.

        1

كانالی كه من بین شط نیل و دریای سرخ به وجود آوردم، از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد. اما مواظب باش كه عوارض عبور كشتی‌ها از آن كانال نباید آنقدر سنگین باشد كه ناخدایان كشتی‌ها، ترجیح بدهند كه از آن عبور نكنند. اكنون سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینكه در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار كنند ولی فرصت نكردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این كار را به انجام برسانی.

پس از كوروش، داریوش اول و كمبوجیه و دیگر پادشاهان راه او را در راه مملكت ادامه دادند و تخت جمشید و شهر پارسه از بزرگترین بناهایی است كه توسط وی در سال 518 (ق.م) بنیانگذاری و توسط شاهان پس از او تكمیل شد.

بیش از 30000 لوح خشتی و تعدادی لوح سنگی كه در سال 1312 توسط باستان شناسان در گوشه شمال غربی تخت جمشید كشف شده به خوبی و روشنی نشان می‌دهد كه كارگران در تخت جمشید (برخلاف كارگران سازنده اهرام مصر) نه تنها در تخت جمشید بلكه در تمامی اماكن و تأسیسات دولتی، حقوق كافی دریافت می‌كرده‌اند و علاوه بر آن از « جیره ماهنامه» برخوردار بود و شگفت‌آورتر از آنكه همه آنها «بیمه» بودند.

در تخت جمشید نه تنها مردان و پسران بلكه دختران و زنان مشغول به فعالیت بودند، هم چون مردان از حقوق و مزایای كافی برخوردار بودند. دستمزد كارگران براساس سن و مهارت تقسیم‌بندی می‌شد و مادران از مرخصی و حقوق زایمان و نیز حق اولاد استفاده می‌كردند. دستمزد كارگرانی كه دریافت اندكی داشتند با جیره‌های ویژه، ترمیم می‌شد تا گذران زندگی‌شان آسوده‌تر باشد.

«پیر بریان» می‌نویسد:

«در مورد جیره‌های غذایی كارگران، الواح و مستندات گوناگونی از تخت جمشید بدست آمده.

جیزه غذایی شامل: گندم، جو، شراب، نان گوشت و دیگر مواردی بود كه با حسابرسی دقیق با توجه به سن، مهارت و جنس و وضعیت كلی كارگر یا استفاده كار و كارمند به او پرداخت می‌شد.

جالب توجه اینكه حتی به حیوانات متعلق به كارگران كه در تخت جمشید كار می‌كردند از سوی «دربار» جیره نقدی تعلق می‌گرفت كه بیشتر غله بود.

مطابق الواح بدست آمده در سال 500 (ق.م) حدود 228 لیتر شراب در میان هشت كارگر و استادكار توزیع شده كه توسط رئیس بخش اداری تخت جمشید دستور توزیع آن داده شده است. بدین صورت كه 1914 لیتر شراب به هر دو نفر 23 لیتر به دو استادكار و نیز 23 لیتر به نفر زنی كه بین این هشت نفر بودند داده شده اما كسانی كه ریاست را برعهده داشتند، غلات بیشتری از مقدار استاندارد و معمول داده می‌شد است كه جیره‌ها ماهیانه را می‌توان به طور مختصر به شرح زیر تقیسم كرد:

1- غلات   2- آرد     3- شراب    4- گوسفند   5- نان        6- سكه           7 – پارچه       8- آب جو

توزیع بعضی از جیره‌ها مثل: گوسفند همه گروه همیشگی نبوده است. گروههای كارگران در تخت جمشید تحت نظارت و ریاست ناظرین بودند و ناظرین نیز تحت فرمان خزانه‌دار و كمك خزانه‌ دارای وقت بودند. جالب آنكه این كارمندان برای جلوگیری از فساد هر چند سال تعویض می‌شدند.

محل زندگی كارگران نزدیك شهر پرسپولیس بنا شده بود تعداد كارگران 25000 نفر تخمین زده شده است كه به طور دائم به مدت 50 سال مشغول ساختن مجموعه تخت جمشید بوده‌اند.

 

مدت زمان كاركرد روزانه كارگران 8 ساعت و در تابستان 10 ساعت بوده است.

دستمزد كارگران به صورت رسمی در ماه یك «در یك طلا» و استاد كاران 5 یا 6 برابر آن در ماه دریافت می‌كرده‌اند. از آنجا كه هر كارگر و یا استاد نمی‌توانست تا آخر عمر كار كند حقوق هر فرد در صندوق جداگانه زیرنظر خزانه‌دار پس انداز می‌شد. تا در هنگام از كارافتادگی به او و یا خانواده او پرداخت می‌شد. ( بیمه از كارافتادگی امروزی) مزد كارگران در زمان‌های تعطیلی نیز محاسبه و پرداخت می‌شد»

 همانطور كه قبلاً هم ذكر شد، در تخت جمشید فقط مردان مشغول به كار نبودند. بلكه در اموری همچون بافندگی، زنان و دختران هم حضور داشتند. در بیست و سه لوح و متن كه از كاوش‌های بدست آمده به گروههای زنان اشاره شده معلوم می‌شود كه زنان پشم می‌ریسند و انواع لباس و جامه تهیه می‌كرده‌اند.

حقوق زن و مرد در اغلب اوقات برابر بوده است و زنان می‌توانستند كار نیمه وقت انتخاب كنند، تا از عهده وظایفی كه در خانه به خاطر خانواده داشتند برآیند.

از نكات بسیار شگف‌انگیزی كه در مورد زنان و وضعیت آنان باید اشاره كرد امور رفاهی فراوان و برابری زنان و مردان بوده است . زنان در عصر هخامنشی می‌توانستند حتی به ریاست گروه‌های كار انتخاب شود و در هنگام زایمان از جیره بیشتری نسبت به مردان برخوردار بودند. پس از زایمان از مرخصی با حقوق و نیز هدایایی بهره‌مند می‌شدند. آن‌ها می‌توانستند كه در هنگام كار در تخت جمشید، كودكان خود را به «مهدكودك» بسپارند.

طبق شواهدی كه موجود است. خانواده ایرانی در عصر هخامنشی به صورت عمدتاً تك همسری و خانواده گسترده بوده است.

در بین الواح مكشوفه كه ذكر آن گذشت به همه زنان بافنده نیز اشاره شده است در اغلب اوقات جیره شراب، آب جو و غلات دریافت می‌كردند. به مادران بیشتر از زنان و دختران، جیره تعلق می‌گرفت كه خود پاداشی بود برای فرزندآوری جیره‌های اضافی كه به ازای فرزندان بیشتر به مادران تعلق می‌گرفت اساساً به زنان امكان می‌داد كه نیروی خود را باز یابند و با شیر خود، كودكانشان را تغذیه كنند. اسناد تخت جمشید آن قدر دقیق است كه حتی تعداد نوزدانی كه در صد كودك نگهداری می‌شده‌اند به همراه مادرانشان جیره دریافت می‌كرده‌اند.

دختران در عصر هخامنشی مطابق دستورات دین زرتشت در امر ازدواج اختیار كامل داشتند. بنا به گفته هردوت، در زمان هخامنشیان دولت به مردم كمك مالی می‌داد تا بتوانند همسر انتخاب كنند. داریوش حتی به خانواده‌هایی كه فرزند زیاد داشتند جایزه می‌داد.

مرتضی راوندی می‌نویسد: چنانكه سوابق نشان می‌دهد، حجاب به صورت غیر جدی و آمیخته با تساهل فقط در بین طبقات ممتاز وجود داشت. معاشرت دختران و پسران قبل از ازدواج معمول بود. زنان مخصوصاً آنان كه وابسته به طبقات پایین بودند در فعالیت‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی شركت می‌جستند.

زرتشت خطاب به دخترش می‌گوید: آن كسی را به همسری برگزین كه «خرد» تو به آن فرمان می‌دهد. همین تعالیم مذهبی مطمئناً در عصر هخامنشی نیز به صورت رایج وجود داشته است.

زنان در عصر هخامشیان، به بالاترین مرتبه فرماندهی لشكر رسیدند « آرتمین» نخستین زن دریا نورد ایرانی بود كه در حدود 2480 سال پیش به فرمان خشایار شاه به مقام دریا سالاری و فرماندهی كل نیروی دریایی ایرانی رسید. همچنین او اولین زن در تاریخ دریا نوردی جهان است كه در جایگاه فرماندهی قرار گرفته از دیگر نكاتی كه در مورد جایگاه زنان در عصر هخامنشی می‌توان به آن اشاره كرد. برگزاری روز «زن» در ایران باستان بوده است كه در پنج اسفندماه سال بوده است.

زنان در این روز از شوهرانشان هدیه می‌گرفتند. در ایران باستان این روز را به احترام فرشته پاك «سپندارمز» برای پیروی از صفات پاك جشن می‌گرفتند و شادی پایكوپی می‌كردند. ابوریحان این جشن را، مژده گیران یا مزدگیران نامیده است كه البته این رسم در آیین زرتشتی چندان با دوام نماند و كمتر خانواده ایرانی و زرتشتی در ایران چیزی از این مراسم می‌دانند.

در مورد نظام قضایی و رعایت عدالت كه از ویژگی‌های رفاه و تأمین اجتماعی است. در زمان هخامنشیان بسیار مدون و عادلانه بود. زیرا مجری قانون و دادگستری، مغان و پیشوایان مذهبی بودند كه نزد ایرانیان از فرزانگان و دانشمندان به شمار می‌رفتند.

در همین زمان برجعی تحت عنوان «محكمه اعلی» وجود داشت كه از هفت قاضی منتخب از نجیب‌زادگان تشكیل می‌شد و محكمه‌های محلی، نیز در سراسر كشور ایجاد شده بود تا از طولانی شدن محاكمه‌ها جلوگیری كند.

برای هر نوع محاكمه زمان معینی تعیین و همواره به طرفین پیشنهاد سازش از طریق داوری می‌گردید. به علت زیادی سوابق قضایی و طول و تفضیل قوانین گروه خاصی به نام «سخن‌گویان» قانون پیدا شدند كه مردم با آنان مشورت می‌كردند و برای پیشبرد دعاوی از آنان كمك می‌خواستند.

در زمان هخامنشیان فقط موبدان به مقام قضاوت نمی‌رسیدند. بلكه عمل قضاوت و حتی انتخاب قضات به دانشمندان سالخورده نیز واگذار می‌شد.

رشوه دادن از گناهان بزرگ و مجازات آن اعلام بود. كمبوجیه دستور داد پوست قاضی اسدی را كندند و بر كرسی قضاوت وی كشیدند و فرزندش را بر آن تحت نشاندند تا پیوسته هنگام قضاوت سرگذشت پدر را به خاطر داشته باشد و از راه درست منحرف نشود.

اگر كسی در محكمه محلی نمی‌توانست به حق خود برسد، می‌توانست به شاه رجوع كند.

داریوش در یكی از كتیبه‌های خود می‌نویسد:

« به خواست اهورا مزدا من چنانم كه راستی را دوست دارم

بدی را دوست نیستم چون مرا خشم مسلط شود با اراده سخت نگاه می‌دارم

برخویشتن سخت فرمان روا هستم»

در جای دیگر می‌نویسد:

« از دروغ روی گردانم، دوست ندارم ناتوانی از حق‌كشی در رنج باشد هم چنین دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهای ناتوان آسیب برسد آنچه را كه درست است من آن را دوست دارم من بر خشم نیستم»

داریوش مجموعه قوانینی تنظیم كرد كه آن را «دستورات نظامات خوب» نامید كه تا دورترین نواحی كشور اجرا می‌شد. چنانكه داریوش در كتیبه بیستون به آن اشاره می‌كند كلمه «دات» كه امروزه به قانون ترجمه شده است. نخستین بار توسط   داریوش در كلیه 2500 كشور تحت الحمایه ایران رایج شد در همین مورد داریوش در كتیبه‌ای می‌نویسد:

"خواست خدا در زمین، جنگ نیست. بلكه صلح نعمت و حكومت خوب است من در دل خود تخم كینه نمی كارم هر آنچه كه مرا به چشم آورد از خود دور می‌سازم و با نیروی خود بر خشم چیره خواهم شد ."

در جای دیگر می‌گوید:"آنكه گزند رساند وستم كند به اندازه گوشمالش می‌دهم. نمی‌خواهم كسی زیان برساند و كیفر نبیند. آنچه كسی در بندگی دیگر مرا بگوید مرا قانع نمی‌كند مگر طبق قانون نیك گواه درست آورد و داوری شود.

داریوش در وصیت‌نامه‌اش به خشایارشاه در قسمت‌هایی می‌نویسد:

زنهار، زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو. اگر از كسی ادعایی دارد موافقت كن تا یك قاضی بی‌طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار و رای صادر نماید زیرا كسی كه مدعی است اگر هم قاضی باشد ظلم خواهد كرد...

 عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان بعد از عدالت برجسته‌ترین صفت پادشاهان عفو و سخاوتمندی است. ولی عضو باید موقعی به كار بیافتد كه كسی نسبت به تو خطایی كرده باشد و اگر به دیگر خطا كرده باشد و تو عفو كنی بدان ظلم كرده‌ایی: زیرا حق دیگری را پایمال نموده‌ای.

آنچه در این سند و دیگر اسناد مكشوفه ذكر شده بنابر شهادت مورخین فقط شعار نبوده بلكه در عمل اجرا شده زیرا الواح یافته شده نشان می دهد كه مسوولان انجام وظایف دادگستری سخت به انجام رعایت عدالت و دادگری پایبند و به عمل در می‌آورده‌اند.

كورورش برای نخستین بار در ایران دستور داد تا دادگاه‌های محلی تاسیس شود و روزی در هر ماه برای بارعام به همه اقشار مختلف تعیین كرده بود تا شخصا بتواند با مردم به صورت مستقیم دیدار كند و مردم بتوانند مشكلاتشان را با وی رودررو در میان بگذارند كه عمل در اصطلاح سیاسی امرزوی، حركت دموكراتیك خوانده می‌شود . درنتیجه نمی‌توانست حكومت فاسدی صورت بگیرد. البته مردم هم از این فعالیت‌ها حمایت می كردند .

درباره آموزش دینی و اخلاقی هخامنشیان فرزندان خود را ازكودكی به فراگرفتن ورزش‌های گوناگون و كارهای دسته جمعی عادت می‌دادند تا از این راه حس همكاری و جوانمردی را درایشان ایجاد نمایند و در انجام وظایف اجتماعی و حفظ حقوق خود و دیگران كوشا باشند، از قوانین جمعی پیروی نمایند و آن را محترم دارند و گذشته از آن از اندیشه و كردار نكوهیده در امان باشند زیرا می دانستند:

 دل تهی، بدی جوید و دست تهی به گناه گراید.

اوستا در قبال مردم سه وظیفه بزرگ و اساسی را برعهده هر زرتشتی گذاشته است:

1.    دشمن را دوست كن.

2.    پلیدی را پاكیزه بدار.

3.    نادان را دانا گردان.

 

(منبع: http://hekhamaneshi.mihanblog.com)

 

نوشته شده توسط کوروش در  جمعه 12 مرداد 1386  و ساعت 11:08 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 

  <رفاه و تامین اجتماعی در عصر هخامنشیان ۲

 

بخش دوم :

کوروش: بی‌گمان در روزهای سازندگی همگی مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم، جامعه‌ای آرام فراهم ساختم، صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم. برج‌ و باروهای بزرگ شهر بابل به نام "ایمگور – انلیل" را استوار گردانیدم، دیوار آجری خندق شهر را كه هیچ یك از شاهان پیشین با بردگان به بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند، به انجام رسانیدم. دروازه‌هایی بزرگ برای‌ آنها گذاشتم با درهایی از چوب سدر و روكشی از مفرغ.

این در حالی است كه "آشوربانی بال" چنان كه گذشت و بسیاری از فاتحان پس از كوروش و قبل از او چون: هون‌ها، ژرمن‌ها، ویزگوت‌ها، استروگوت‌ها، لمباردها، انگلوساكسون‌ها، واندل‌ها ، فرانك‌ها، نورمان‌ها كه به نظر یونانیان در حال توحش به سر می‌بردند كشتارهایی می‌كردند كه نظیری ندارد . از وحشی‌گریهای اعراب در حمله به ایران و تصرف همراه با قتل عام آنان و مغولان و دیگر اقوام مهاجم، كوشش‌هایی از این مستندات تاریخی است.

آنگاه اعلامیه كوروش معنی الهی پیدا می‌كند و حتی سبب شده است تا بعضی از منابع از او به عنوان پیامبر یاد كنند. در تورات آمده است خداوند به مسیح خویش یعنی كوروش كه دست راست او را گرفتم تا با حضور وی امت‌ها را مغلوب سازم و كمرهای پادشاهان را بگشایم و تا درها را به حضور او مفتوح نمایم و دروازه‌های دگر بسته نشوند، چنین گوید: كه من پیش روی تو خواهم خرامید و جاهای ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین فلز برنج را شكسته و پشت بندها آهنین را برید و گنج‌های ظلمت و خزاین مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی "یهوه" كه تو را به اسمت خواندم خدای اسرائیل می‌باشم.

كوروش درا ین اعلامیه و دیكر كتیبه‌هایی كه از بجا مانده ضمن تاكید شدید بررفاه و تامین اجتماعی مردم از تمام جهات بر پرستش اهوارمزدا و خداوند بزرگ تاكید می كند و به دستور او در تمامی قلمرو هخامنشیا تمامی پیروان ادیان مختلف در پرستش و عبادت آزاد گردیدند. امری كه امروزه همه ما به خوبی آگاهیم در بعضی از كشورهای دنیا برای پیروان ادیان مختلف آرزویی دست نیافتنی است .

آزادی دینی و اجتماعی كه بسیاری فكر می كنند مربوط به بعد از انقلاب فرانسه است در حالی كه در ایران زمان هخامنشیان شاهد هستیم و در مدت دویست سال از حكومت این سلسله به جرات می‌توان گفت مردم در قلمرو و پادشاهی هخامنشی نسبت به مردم هم عصر خود با آسایش و رفاه آزدی بسیار زیادتر و غیرقابل قیاس زیستند كه از شاخص‌های عمده رفاه و تامین اجتماعی یا دولت رفاه به شمار می‌روند زیرا از وظایف اصلی و اساسی دولت رفاه آن است كه در جهت گسترش تامین و رفاه اجتماعی چه بیشتر تلاش نماید .

مخالفت با برده‌داری نیز در زمانی كه در تمامی دنیا حتی كشورهای متمدن چون: یونان كه مهد دموكراسی خوانده می‌شود، امری رایج بوده، ایرانیان در 2500 سال پیش لغو بهره‌برداری را تصویب كردند و بسیاری از مردم ممالك تحت الحمایه ایران از چنین بدبختی نجات دادند و برابری كاملی بین تمام مردم ایران زمین به وجود آوردند.

چنانكه در یونان ارسطو می‌گفت: غلام ابزار جاندار است كه برای به حركت انداختن ابزار بی‌جان لازم است. به عقیده او وجود بردگان برای رفع نیازمندی‌های مردم آزاد ضروری است. غلام از روز اول غلام خلق شده و باید عمر خود را در خدمتگزاری مردم آزاد سپری كند.

در حالی كه در ایران دوره هخامنشی برابری كاملی كه بسیاری از ادیان بر آن تاكید می‌كنند اولین بار به صورت مكتوب در اعلامیه كوروش آمده است و سربازانی كه توسط سپاه ایران اسیر می‌شدند. اگر به ایران تبعید می‌شدند، این آزادی را داشتند تا با آموزش علم به كودكان و جوانان ایرانی آزاد شوند. بودند اسیرانی كه در ایران عصر هخامنشیان به بالاترین مقامات لشكری و اداری رسیدند. همچنین از سنگ نبشته‌ایی كه برپیشانی آرامگاه كوروش در مشهد مرغاب در فارس قرار داشته این سخن وی به گوش می‌رسد كه:

"ای انسان هر كه باشی و از هر كجا بیایی زیرا می‌دانم كه خواهی آمد. من كوروش هستم كه برای پارسی‌ها این شاهنشاهی پهناور را بنیاد كرده‌ام. بدین مشتی خاك كه مرا پوشانده رشك مبر.

در زمینه كسب دانش و فنون و حرفه‌های گوناگون و بالا بردن سطح تولیدات و تامین هر چه بیشتر نیازمندیهای غذایی و وسایل لازم و مورد احتیاج هخامنشیان اقدامات بسیار اساسی نمودند به حدی كه آموختن فنون حرفه‌ایی به اندازه‌ایی اهمیت یافت كه بعدها، حتی آنان كه در رفاه بودند و بدان نیازی ناشتد آن را فرا می‌گرفتند.

هم چنین بسط سازمان و تشكیلات ارتش و تقویت آن چنانكه قادر به برقراری امنیت و حفظ تمامیت ارضی درمقابل هر متجاوز خارجی باشد، از اهمیت زیادی برخوردار بود.

بدین منظور آنان به ذخیره خواربار و حوائج دیگر و نیز تهیه و تربیت افراد جنگی می‌پرداختند و با فراگرفتن اسب سواری و تیراندازی و شكار خود را برای هدف مبارزه با دشمنان آماه می‌كردند.

در زمینه ایجاد راههای ارتباطی، پست، ارتباطات و مخابرات همانگونه در تمدن جدید راه، تلفن، تلگراف، رادیو، تلویزیون و غیره و همچنین كتاب، مجله، روزنامه از عومل ارتباط جمعی و رفاه اجتماعی است و وسیله‌ای است كه باعث آشنایی و نزدیكی (ذهنی، علمی، فرهنگی، اقتصادی) میان افراد یا یك قوم و جامعه با اقوام و جوامع دیگر می‌باشد و در دوره هخامنشی نیز تا آنجا كه در توانایی و گنجایش علم و صنعت آن دوران بوده توجه خاص شده و نیاكان ما در حد امكان برای بالا بردن سطح دانش و خواستهای اجتماعی و تبادل فرهنگی، اقتصادی، و ... با همسایگان خود كوشش كرده‌اند.

به همین سبب است كه پست و چاپار و تلگراف را بنیاد نهادند. هردوت می‌نویسد: "مخترع پست و چاپار ایرانیان دوره هخامنشی می‌باشند و هیچ انسانی به سرعت قاصدهای پارسی نمی‌تواند مسافرت كند.

بدین منظور علاوه بر تربیت چاپارهای مخصوص چاپارخانه‌ای دایر كردند(با مطالعه‌ای كه به عمل آورده بودند فاصله‌ایی كه یك اسب تندرو می‌توانست در روز طی كند تعیین كرده بودند) تا نامه‌های دولتی و غیردولتی را از مركز تا نزدیك‌ترین چاپارخانه ببرد و به چاپارخانه‌هایی كه آماده بر سر خدمت ایستاده بودند می‌رساندند و او در دم حركت كرده و نامه را به چاپارخانه‌ دوم، سوم، و دیگر تسلیم می‌كرد. بدین منوال چاپارها شب و روز درحركت بودند.

سرعت و نظمی كه ایرانیان برای رساندن پست برقرار كرده بودند و ابتكارهایی كه نقل و انتقال اخبارشان دادند شهرت جهانی دارد و جالب است كه بدانیم شعار پست‌خانه‌ای آمریكا از این گفته هردوت درباره چاپارخانه‌های هخامنشی گرفته شده ست "برف، باران، یخ‌بندان و تاریكی نمی‌تواند ما را از ادامه رساندن نامه و سفر خویش باز دارد."

چاپارهای ایران دوره هخامنشی فاصله تقریبا 2500 كیلومتری از بندریونانی ‌نشین افرو در ساحل مدیترانه در آسیای صغیر تا سارد مركز ایالت لیدی و از آنجا به سوریه و بین‌النهرین تا شوش پایتخت هخامنشی در 15 روز طی می‌كردند. حال آنكه عبور از همان راه برای یك قافله نود روز طول می‌كشید.

همچنین تنظیم امور مربوط به مخابره‌ی سریع اخبار وگزارشات مهم كه در حقیقت نوعی مخابره تلگرافی بصری بوده در ایران دوره هخامنشی وجود داشته است . بدین معنی كه از شوش و همدان به اطراف كشور ایران با فاصله‌های منظم تپه‌های طبیعی را برای مخابره معین می‌نمودند و در نقاط دیگر كه كوه و تپه‌های طبیعی یافت نمی‌شد، تپه‌های مصنوعی بلند ساخته و بر بالای آن نگهبان می‌گماشتند كه در روز جرأت دادن دست و بیرق و یا ایجاد دود درشب با افروختن آتش اخبار فوری به فاصله‌های نسبتا دور اطلاع دهند.

آثار تپه‌هایی از این قبیل در نزدیكی تهران هم وجود دارد كه از ری به طرف شرق و از شمال ورامین به ایوانكی می‌رود و بقایای برج‌های خبررسانی عهد هخامنشی است.

از شیوه‌ دیگر مخابراتی مدیران(تلگراف آینه‌ای) است كه در روز با كمك آفتاب مورد استفاده قرار می‌گرفت و این طریقه تا این اواخر در ارتش‌های جهان سوم مورد استفاده قرار می‌گرفت و این طریقه تا این اواخر در ارتش‌های جهانی سوم مورد استفاده بود و هنگام مخابرات توسط نور چراع انجام می‌شده است. بدین طریق كه پشت بام قلعه یا خانه‌های بلند در برجك مخصوص چراغ می‌افروختند و با بستن و باز كردن سوراخهای آن برجك و قطع و وصل روشنی، اخبار و گزارشات لازم را به نقاط دیگر مخابره می‌كردند.

1

 در زمینه اقدامات عمرانی هخامنشیان اقدامات بسیار مهمی به نظر تاریخ‌نویسان درسدسازی مخزن‌های آب، كاریز، ترعه‌ها، جاده‌ها و پلها و اقدامات زیادی در گسترش و اصطلاح كشاورزی و انتقال دانه‌ها و قلمه‌های گیاهان مختلف از ناحیه‌ای به ناحیه دیگر نمودند و هیات‌های پژوهشی و اكتشافی كه به زمینها و دریاهای دور فرستادند مانند ماموریت فرستادن نجیب‌زاده ایرانی برای اكتشاف سواحل آفریقا به دستور خشایار كه از جبل‌الطارق گذشته و كناره‌های قاره‌ آفریقا را پیمودند صحبت به میان می‌آید .

مثلا در ناحیه هرات دریاچه‌ای برای كمك به كشاورزان كندند. كشت پسته و نوعی ازمو را در شام، كشت كنجد را در مصر، كشت برنج را در میان رودان(بین‌النهرین) و كشت نوعی گردو را دریونان معمول داشتند .

كوروش عوارضی را كه در بابل از آب برای كشاورزی می‌گرفتند لغو كرد .

درباره راه و راهسازی كه مهمترین وسیله ارتباطی و تفهیم متقابل افكار و عقاید و كسب تجارب علمی، فنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و از كارهای مهم و اساسی در جهت رفاه و تامین اجتماعی است هخامنشیان اقدامات بسیار مهمی انجام دادند.

چنانكه احداث راه شاهی به امر داریوش بزرگ از بند یونانی‌نشین در ساحل مدیترانه‌ در آسیا صغیر یا سارد مركزایالت لیدی و از آنجا به سوریه و بین‌النهرین تاشوش پایتخت شاهنشاهی هخامنشی نمونه‌ای ازاین علاقه ایرانیان در تماس و آمیزش با ملل گوناگون و برقرار ساختن یك رابطه پایدار میان فرهنگهای مختلف است .

در هزار و سیصد سال پیش از آنكه آب‌راه سوتر میان دریای سرخ و دریای مدیترانه ساخته شود به دستورداریوش با كندن تراعه‌ای بزرگ كه عبور آن چهار روزطول می‌كشید رود نیل را به دریای سرخ متصل نمودند و آرزوی فراعنه مصر در كندن چنین تراعه‌ای را برآورده ساختند . سنگ نبشته‌ایی كه در نزدیكی ترعه سوئز پیدا شده داریوش شاه گوید .

« من یك پارسی هستم

از پارس مصر را گشودم

فرمان دادم این كانال را بكنند

از رودخانه‌ای به نام نیل كه در مصر جاری است

تا دریایی كه از پارس می‌رود

پس از آن این كانال كنده شد

چنانكه فرمان دادم

و كشتی‌ها از مصر، از میان این كانال به سوی پارس روانه شدند

چنانكه خواست من بود»

همچنین داریوش بزرگ هیأتی را مأمور نمود تا مسیر رود سند را بررسی نموده تا از راه اقیانوس هند و دریای احمر به ایران برگرداند. پیرو این اقدام كه به گفته « هرودت» سی ماه طول كشید چند بندر و یك راه دریایی برای تسهیل روابط بین هندوستان و بخش‌های باختری شاهنشاهی و دریای مدیترانه برقرار گردید.

در یونان به امر خشایار شاه دو مهندس ایرانی، كوه «آتوس» را بریده، ترعه‌ای به طول تقریباً 2500 متر و به عرض كافی برای آن كه دو كشتی دارای سه ردیف پاروزن پهلو به پهلو از‌آن عبور نمایند، ساختند و این گونه راه ارتباطی آبی را بسیار كوتاه كردند.

همچنین هخامنشیان، هزاران كیلومتر جاده منظم، كاروان سراها و منزلگاهها برای تعویض اسب و مأموران لازم برای حفظ امنیت و تعمیرات جاده‌ها میان شوش و سارد و تنكه به سفر و ازمیر، در جهت مخالف تا هند و هرات و مرزهای چین ساختند معروف‌ترین این راهها جاده‌‌ی شاهی است كه شوش و سارد

(همانگونه كه گفتیم) به هم وصل می‌كرد كه به گفته تاریخ نویسان یونانی سطح آن برای بلند نشدن گرد و خاك با نفت خام پوشانده بودند كه كشف بقایای آن، صحت نوشته‌های یونانی‌ها را ثابت كرده است.

برای تعمیر و نگهداری جاده‌ها از كارمندانی استفاده می‌شد كه از طریق خزانه دولتی حقوق دریافت می‌كردند. مسافرین دولتی و اشخاص مهم با كسب مجوز از شاهراهها استفاده می‌كردند باین مجوزها را در الواح مجموعه تخت جمشید می‌توان مشاهده كرد. در سندهایی كه یافت شده، معلوم می‌شود مجوزهای عبور و مرور در جاده شاهی و دیگر شاهراهها، جهت استفاده از جیره توسط مسافرین و نیز اطلاع از هویت افراد بوده است. جالب آنكه در این مجوزها مقدار جیره و نام مسافر و مبدأ و مقصد آنان ذكر می‌شده است.

ازجمله اقدامات دیگر، هخامنشیان می‌توان به توسعه قنات سازی در ایران اشاره كرد كه نخستین بار توسط كوروش و پس افراد توسط دیگران به صورت گسترده‌تری ادامه یافت «پولیوس» در كتاب تاریخ خود می‌نویسد: پارسیان آن هنگام كه ارباب آسیا بودند، حق بهره‌برداری از زمین را برای پنج نسل به كسانی اعطا می‌كردند كه آب چشمه را به مناطقی كه پیش از آن آبیاری نمی‌شد، ببرند.

(منبع: http://hekhamaneshi.mihanblog.com)

 

 

نوشته شده توسط کوروش در  جمعه 12 مرداد 1386  و ساعت 11:08 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 

  <رفاه و تامین اجتماعی در عصر هخامنشیان ۱

 

دكتر امان‌الله قرائی مقدم

بخش نخست:

 انسان كه جزیی از هستی بی‌كران است، از آغاز ظهور خود تاكنون برای «زیستن» و «به‌زیستن» پیوسته با كار و تلاش و به كار بردن «دست» و «فكر» یا «اندیشه» كوشیده است تا زندگی بهتر و امن‌تری را برای خود و آیندگان بعد از خود بسازد. به همین جهت به جای شكاركردن و گردآوری خوراك كه چندان مطمئن نبود به «تولید خوراك» (Production) پرداخت و با ابداع زبان و سخن‌گویی یا «اندیشه‌ورزی» Homo) (Sap aims و سپس خط و كتابت تغییرات عمیقی را در زندگی بیرونی و درونی خود پدید آورد. مهارت‌ها، یافته‌ها و دانسته‌های خود را به دیگران منتقل كرد و بر خلاف سایر جانوران از آنجا كه باهوش‌تر، چابك‌تر و بیناتر نسبت به سایر حیوانات بوده توانسته است در مبارزه برای بقا و زندگی بهتر و صرفه‌تر بر دیگران كه كمتر از این صفات برخوردار بودند، برتری پیدا كند، طولانی‌تر زندگی نماید، با محیط زندگی خود انطباق پیدا كند، همواره مناطق «غلبه انسان بر طبیعت» و وسیله حریت خود را افزایش دهد، زاد و ولد نماید و ویژگی‌های خود را به نسل بعد انتقال دهد. و نماینده خدا در روی زمین گردد.

در ایران عزیز ما نیز از چند هزار سال قبل، گذشتگان، بزرگان و دلسوزان این مرز و بوم به گواهی اسناد و مدارك تاریخی چنانكه در این مقاله به طور مختصر اشاره شده است با كار و تلاش فراوان و قابل ستایشی كه به عمل آورده‌اند، اقدامات زیادی در جهت تامین و رفاه اجتماعی مردم این سرزمین مقدس انجام داده‌اند كه بدون شك افتخاری برای بشریت و به خصوص ملت بزرگوار ایران است.

این مقاله قصد دارد به طور بسیار مختصر گوشه‌ای از اقدامات صورت گرفته توسط ایرانیان را تنها و تنها درباره «رفاه و تامین اجتماعی» در دوره هخامنشیان را مورد بحث و بررسی قرار دهد و معلوم نماید كه مردم ایران و حكومت‌های ایرانی كه در چند هزار سال پیش و مخصوصا عصر هخامنشیان می‌زیستند مردمانی بسیار متمدن و كشور ایران سرزمین توسعه یافته‌ای بوده است (در مقایسه با جهان آن روز). انسان‌های بی‌تفاوتی نبودند و همواره در جهت توسعه و رفاه نوع بشر به خصوص ملت ایران گام‌های بسیار اساسی برداشته‌اند و اقدامات فراوان و گوناگونی درباره «رفاه و تامین اجتماعی» به عمل آورده‌اند كه تا مدت‌ها بعد از آنان وجود داشته و اثر آنها را هم‌اكنون نیز در لایه‌های زیرین آداب و رسوم خود درمی‌یابیم كه به نام رفاه و تامین اجتماعی سنتی می‌باشد و به جرات و با قاطعیت می‌توان گفت زمانی كه بسیاری از مردم دنیا در زندگی بسیار سختی بسر می‌بردند نیاكان بزرگوار ما در جهت رفاه و تامین اجتماعی نوع بشر گام‌های بسیار ارزشمندی برداشته‌اند كه نمونه آن، «لوح حقوق بشر» كوروش كبیر است.

بنابراین هدف این مقاله، بیان تاریخ محض نیست، بلكه روشن كردن اذهان جوانان عزیز این مرز و بوم است كه با الگو گرفتن از گذشته پرافتخارمان آینده بهتری را برای نسل آینده بسازند، چرا كه دیر یا زود آیندگان درباره ما و آنها به قضاوت می‌نشینند و اگر دست روی دست بگذاریم و بی‌تفاوت از كنار مسایل بگذریم، بدون شك نسل آینده خاطره خوشی از آنها به نسل‌های بعدی منتقل نخواهد كرد.

 

اقدامات رفاه و تامین اجتماعی در عصر هخامنشیان

(دولت رفاه)

اگر رفاه و تامین اجتماعی را مجموعه‌ای از: قوانین و مقررات، برنامه‌ها، خدمات اجتماعی، اقدامات عمرانی، كمك‌های اجتماعی، ارائه خدمات رایگان به نیازمندان، خدمات بهداشتی، گسترش آموزش و پرورش، اعطای معاش دوران بیكاری، تامین نیازهای سالمندان، ناتوانان، تهیدستان، حمایت از مادران و كودكان، زنانی بی‌سرپرست، پرداخت مزد عادلانه به كارگران و كارمندان زن و مرد، بیمه و بیمه بیكاری و از كارافتادگی، كاهش فقر، كمك به معلولان، برقراری عدالت و قضاوت عادلانه و ایجاد امنیت و نظام اداری و كشوری عادلانه و همچنین مقابله با آثار و نتایج چهار نوع رنج اجتماعی مشترك بشر یعنی: بیكاری، بیماری، بی‌چیزی و فقر و ناتوانی و ضعف است در نظر بگیریم كه موضوع اصلی رفاه و تامین اجتماعی است (زیرا مراد از تامین اجتماعی برنامه‌های رفاهی است كه به طور كلی به منظور مخاطرات در زندگی و حمایت از افراد جامعه صورت می‌گیرد) و از ویژگی‌های «دولت رفاه» می‌باشد، باید به جرات بگوییم كه در عصر هخامنشیان تا حد بسیار زیادی و در مقایسه با وضعیت امروزی كشور خودمان و بسیاری از كشورهای جهان به خوبی وجود داشته و كاملا اجرا می‌شده است.

كوروش كبیر نه تنها در زمینه رفاه و تامین اجتماعی ایران بلكه مردم سرزمین‌های دیگری كه به تصرف آنها درمی‌آمد، (چنانكه در خلال مقاله به خوبی درخواهیم دریافت) كوشش فراوان به عمل آوردند تا به گسترش عدالت، كردار نیك و اندیشه نیك، صلح و آرامش (چون رفاه و تامین اجتماعی در آرامش حاصل می‌شود) رفع بردگی، آزادی دینی، دادخواهی، جلوگیری از اندوه و غم در ممالك محرومه، جلوگیری از خشونت و بدكرداری، دخالت نابجا در زندگی مردم، دست‌درازی به اموال دیگران، آبادی خانه‌های ویران، سازندگی و غیره است.

چنانكه همه این موارد در بیانیه و لوح حقوق بشر كوروش كبیر به خوبی نمایان است. كوروش، برخلاف بسیاری از فرمانروایان پیشین و زمان خود چون «آشوربانی پال» و دیگران كه پس از غلبه در جنگ‌ها بر قوم مغلوب، شدیدترین مجازات را اعمال می‌كردند. طبق شهادت تاریخ و لوح استوانه‌ای موجود در موزه، از قتل و غارت اجتناب می‌كردند و به عمران و آبادی سرزمین آنها می‌پرداختند.

چنانكه یهودیان بابل كه در شدیدترین وضعیت در «بابل به بیگاری گرفته می‌شدند، توسط سپاه ایران و به دستور كوروش آزاد شدند و كوروش كبیر با بودجه ایران و از محل غنائم «بابل» دستور بازسازی معابد و خانه‌های ویران شده یهودیان را صادر كرد و آن قوم را از تیره‌روزی چندین ساله نجات داد. بهمین جهت است كه یهودیان دنیا، هنوز پس از این همه سال در سرتاسر دنیا، روز آزادی بابل و نیز روز تولد كوروش كبیر را جشن می‌گیرند.

این در حالی است كه در همان روزگار «آشوربانی پال» با سرافرازی، رفتار دژخیمانه خود را چنین ثبت كرده است كه «من در مدت یك ماه و یك روز، خوزیان و بابل را از آبادی تهی ساختم. من به دست خوش سه هزار جنگجو را از دم تیغ گذراندم و برخی را به كام آتش سپردم، چشمان بسیاری را درآوردم و پس از همه این كارها، شهرها آر آتش زدم و همه چیز را به آتش و خون كشیدم.»‌

كوروش بزرگ چنین می‌گوید: «چون به بابل درآمدم، به شادی و خوشی در كاخ شاهان‌ نشیمن كردم «مَردُوك» خدای بزرگ بابل، مردمان آزاده بابل را به سوی من گرداند و من هر روز بر پرستش او روی آوردم، سربازان بی‌شمار من به آرامش به بابل درآمدند. در برابر «سومر» و «آكد» رفتار دژخیمانه اجازه ندادم، یوغ ننگین را از آنها برداشتم، خانه‌‌های فروافتاده‌شان را از نو ساختم و ویرانه‌ها را پاك كردم، «مردوك» خدای بزرگ از كارهای نیكم شاد شد و از روی مهر، مرا آفرین گفت، مرا كوروش، شاهی كه او را پرستش می‌كند و كمبوجیه پسرم و همه سربازانم و ما، بی‌ریا و با شادی خداوندگاریش را ستودم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شدند. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

من برای صلح كوشیدم «نبونید» كه مردم درمانده بابل را به بردگی كشیده بود كاری كه درخور شان آنان نبود. من برده‌داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیاز دارند.

فرمان دادم كه هیچ كس، اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. «مردوك» از كردار نیك من خشنود شد. او بر من، كوروش كه ستایشگر او هستم. بر پسر من كمبوجیه و همچنین بر همه ارتشیان من، بركت و مهربانی ارزانی داشت، همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم و همه پادشاهان سرزمین‌های جهان از «دریای بالا» تا «دریای پایین» (دریای مدیترانه تا خلیج پارس)، همه مردم سرزمین‌های دور دست، همه پادشاهان هم‌چادرنشینان، مرا، خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند، من شهرهایی «آگادِه»، «اِشنونا»، «زمبان»، «مِتورنو»، «دیر»، سرزمین «گوتیان» و شهرهای كهن آنسوی «دجله» كه ویان شده بود از نو ساختم.

فرمان دادم تمام نیایش‌گاه‌هایی كه بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایش‌گاه‌ها را به جای خود بازگرداندم. همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند به جای خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به «همبستگی» فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و آكدا را كه «نبونید» بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی «مردوك» به شادی و خردمی به نیایش‌گاه خودشان بازگردانم. بشود كه دل‌ها شاد گردد، بشود خدایانی كه آنان را به جایگاه مقدس نخستین‌شان بازگرداندم.

هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند. بشود كه سخنان پربركت و نیك‌خواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خدای من «مردوك» بگویند.

(منبع: http://hekhamaneshi.mihanblog.com)

 

             1

 

 

نوشته شده توسط کوروش در  جمعه 12 مرداد 1386  و ساعت 11:08 ق.ظ

   ویرایش شده در جمعه 12 مرداد 1386 ساعت12:08 ب.ظ

 

() نظر

 

  <ذوالقرنین

 

برای « ذوالقرنین » معانی گوناگونی ذكر شده است. برخی ذوالقرنین را به معنای ـ دو قرن ـ گرفته اند. به این معنی كه مردم را در حدود دو قرن یا دو نسل دعوت به حق نمود.

cyrus the great 1

 

برخی نیز گفته اند: ذوالقرنین، یعنی كسی كه بر شرق و غرب دنیای شناخته شده آن روز حکومت داشته است.

 

 در آرامگاه کوروش پیکر تقدیس از روح و « فروهر» کوروش را نیز به شکل فرشته ای ساخته بودند،که ذوالقرنین بوده و همانست که می نویسند بر بالای آن کتیبه ای داشته که نام کوروش بر آن نوشته بوده بالای آرامگاهش مجسمه بالدار هنوز هست و ابولکام آزاد براساس همین مجسمه آنرا ذوالقرنین خوانده است و کوروش را همان ذوالقرنین یاد شده در قرآن دانسته است.در تورات هم به کوروش لقب عقاب شرق داده اند.

 

ذوالقرنین اولین كسی است كه سد ساخته است و از آهن به نحو انبوه استفاده كرده است وسدی كه او ساخته بود از آهن خالص بوده است.

 

در روایات آمده است كه گروهی از مردم نزد ذوالقرنین آمدند و از طایفه ای شریر و خونریز كه به « یأجوج و مأجوج ( همان قوم مغول)» معروف است، به شكایت پرداختند و گفتند كه از آزار و اذیتهای این قوم به ستوده آمده اند. چه بهتر كه چاره ای برای در امان ماندن از دست آنها اندیشیده شود. ذوالقرنین به درخواست آنها جواب مثبت داد و برای آنها سدی از آهن ساخت تا از آزار و دست درازی آن قوم در امان باشند.

 

گفته شده است كه این سد در مكانی كه از دو طرف با كوههای سر به فلك كشیده محصور بود، ساخته شده است.اكنون سدی با همان مشخصات در گرجستان امروزی پیدا شده است و در تنگه داریال واقع است.

 

برخی با غرض یا به اشتباه اسکندر گجستیک (ملعون) را ذوالقرنین می دانند لیكن‌ این‌ معنی‌ با کلام قرآن‌ سازش‌ ندارد. چون‌ نخست قرآن‌ می گوید ذوالقرنین‌ مؤمن‌ به‌ خدا و روز قیامت‌ بوده‌ است‌ و دین‌ او دین‌ توحید بوده‌ است‌؛ ولی‌ ما میدانیم‌ كه‌ إسكندر مشرك‌ بوده‌ و در تاریخ‌ آمده‌ است‌ كه‌ ذبیحه خود را برای‌ ستاره مشتری‌ ذبح‌ نموده‌ است‌.

 

و دوم  قرآن‌ ذوالقرنین‌ را مرد صالح‌ از عباد خدا و صاحب‌ عدل‌ و رفق‌ می‌شمارد؛ و تاریخ‌ برای‌ إسكندر خلاف‌ آنرا بیان‌ میكند.

 

سوم اینکه در هیچیك‌ از تاریخها‌ نیامده‌ است‌ كه‌ إسكندر مقدونی‌ سدّ یأجوج‌ و مأجوج‌ را بنا كرده‌ باشد. به هر حال از ذوالقرنین در قرآن به عنوان شخصیتی دادگستر و بشردوست یاد شده است.ودر تمام نوشته هایی که از زمان باستان چه در کتابهای دینی چه کتابهای غیر دینی آمده کوروش را فردی دادگستر و بشر دوست و کسی که اولین بیانیه حقوق بشر را اجرا کرده است  و کتیبه اش هنوز موجود می باشد ، ذکر شده است.

 

دوتا از فروع دین ما تولی و تبری است که یعنی دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا است چون کوروش بزرگ دوست خدا فردی بود که احکام خدا را در زمین جاری می کرد و در واقع نماینده خدا در زمین بود باید مورد احترام همگی ما باشد و مقامش را گرامی داریم و نگذاریم آرامگاهش از بین برود و یا به او بی توجهی و توهین شود .

 

 

ترجمه آیه های قرآنی:

 

و از تو از ذو القرنین می پرسند . بگو : براى شما از او خبرى خواهم خواند ( 83 ) .

 

 

ما به او در زمین تمكین و قدرت دادیم و از هر چیز وسیله‏اى عطا كردیم ( 84 ) .

 

 

پس راهى را تعقیب كرد ( 85 ) .

 

 

چون به غروبگاه آفتاب رسید آن را دید كه در چشمه‏اى گل‏آلود فرو مى‏رود و نزدیك چشمه گروهى را یافت گفتیم اى ذو القرنین یا عذاب مى‏كنى یا میان آن طریقه‏اى نیكو پیش مى‏گیرى (86).

 

 

گفت : هر كه ستم كند زود باشد كه عذابش كنیم و پس از آن سوى پروردگارش برند و سخت عذابش كند( 87) .

 

 

و هر كه ایمان آورد و كار شایسته كند پاداش نیك دارد و او را فرمان خویش كارى آسان گوییم (88 ) .

 

 

تا به طلوع‏گاه خورشید رسید و آن را دید كه بر قومى طلوع مى‏كند كه ایشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده‏ایم ( 90 ) .

 

 

چنین بود و ما از آن چیزها كه نزد وى بود به طور كامل خبر داشتیم ( 91 ) .

آنگاه راهى را دنبال كرد ( 92 ) .

 

 

تا وقتى میان دو كوه رسید مقابل آن قومى را یافت كه سخن نمى‏فهمیدند ( 93 ) .

 

 

گفتند : اى ذو القرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین تباهكارند آیا براى تو خراجى مقرر داریم كه میان ما و آنها سدى بنا كنى ( 94 ) .

 

 

گفت : آن چیزها كه پروردگارم مرا تمكن و قدرتی آن را داده از خراج شما بهتر است اما  مرا به نیرو كمك دهید تا میان شما و آنها حائلى كنم ( 95 ) .

 

 

قطعات آهن پیش من آرید تا چون میان دو دیواره پر شد گفت : بدمید تا آن را بگداخت گفت : روى گداخته نزد من آرید تا بر آن بریزم ( 96).

 

 

پس نتوانستند بر آن بالا روند ، و نتوانستند آن را نقب زنند ( 97 ) .

 

 

گفت : این رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بیاید آن را هموار سازد  و به پیمان خود عمل کند و آن سد را متلاشی و پاره پاره گرداند.

مفسرین درباره اینكه ذو القرنین كدام شخصیت تاریخى است و سدش در كجاست اختلاف نظر دارند.علامه طباطبایى در این باره هفت نظریه را به طور كامل نقل كرده و بعد آن ها را نقد نموده است.در اینجا نظریه مهم تر را به اختصار بیان مى كنیم: كوروش هخامنشى جدیدترین نظریه درباره ذو القرنین است.كوروش هخامنشى پادشاه ایران باستان بوده و سد او سد داریال واقع در مناطق كوهستانى قفقاز و بین شهرهاى تفلیس و ولادى كیوكز مى باشد. نظریه چهارم نیز تا حدودى مورد تایید تاریخ و شواهد موجود مى باشد.این نظریه سراحمدخان هندى است و دانشمند معروف مسلمان مولانا ابو الكلام آزاد كه روزى وزیر فرهنگ كشور هند بوده آن را در كتاب محققانه اى كه در همین زمینه نگاشته است به طور مفصل بیان كرده است. (۳۱) مولانا ابو الكلام این نظریه را از چند جهت بررسى و اثبات كرده است كه ما در اینجا بخش اصلى آن را به طور خلاصه مى آوریم:

 

- شخصیت ذو القرنین طبق نظریه قرآن ذو القرنین مردمى مؤمن به خدا و معاد بوده است كوروش نیز طبق نظر تاریخ و كتب عهد عتیق چنین بوده است. ذو القرنین پادشاهى عادل و رعیت پرور و داراى بخشش بوده; كوروش هم طبق تاریخ كتب عهد عتیق و نظر مورخین قدیم مانند هردوت  و دیگران پادشاهى با مروت فتوت سخاوت و كرم بوده است; چنان كه از تاریخ زندگى او و برخوردش با یاغیان كه با او مى جنگیدند یا او با آنها جنگیده است معلوم مى شود. ذو القرنین از طرف خداوند داراى توانایى ها و امكانات فراوانى مانند عقل تدبیر فضایل اخلاقى ثروت و شوكت ظاهرى بوده و كوروش نیز همه این ها را داشته است.

- مسافرت هاى ذو القرنین همان طور كه قرآن درباره ذو القرنین فرموده كوروش نیز سفرهایى به مغرب و مشرق داشته است و جریان سفر به مغرب او چنین است كه پادشاه سرزمین لیدیا بدون هیچ مجوز و عذرى به طرف كوروش لشكركشى كرد. كوروش نیز به طرف ایشان حركت كرده و با آنان جنگید.  پایتخت لیدیا را فتح كرد و بر آنان پیروز شد و بعد آنان را عفو نمود. همچنین او سفرى به مشرق داشته و تا بكریا (بلخ) پیش رفته است تا به غائله قبایل وحشى و صحرانشین آنجا پایان دهد.

- سدسازى ذو القرنین همان طور كه ذو القرنین سدى آهنین براى جلوگیرى از حملات اقوام یاجوج و ماجوج(مغول) بنا كرد كوروش نیز طبق نظر مورخین سفرى به طرف شمال ایران براى خاموش كردن فتنه اى در آن نواحى انجام داده است و گویا در همین سفر سد موجود در تنگه داریال را به درخواست اهالى آن مرز و بوم ساخته است . این سد تنها سدى است كه در ساخت آن از آهن استفاده شده است و هم اكنون هم موجود است. به زبان محلى آن را دمیر قاپو یعنى دروازه آهنى مى نامند. تنگه داریال واقع در سلسله جبال قفقاز است كه از دریاى خزر شروع شده و تا دریاى سیاه ادامه دارد. این سلسله کوه ها به ضمیمه دریاى خزر و دریاى سیاه مانعى طبیعى به طول هزارها كیلومتر بین شمال و جنوب آسیا بوده است و تنها راه بین شمال و جنوب همان تنگه داریال بوده كه با سد دمیرقاپو بسته شده است.

 

 

کورش کبیر اولین پادشاه هخامنشی، افزون بر ایرانیان ، به دلیل صدور نخستین اعلامیه حقوق بشر نزد همه جهانیان و دانشمندان محترم است .در دوران باستان نیز بسیاری از اندیشمندان (مانند افلاطون، فیثاغورث، هرودت، گزنفون، دیودور سیسیلی و...) او را ستوده اند. كوروش بزرگ بنا به پژوهشهای 100 ساله اخیر دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنین است كه در سوره كهف قرآن (آیات83 تا 99) از او یاد شده است. كوروش نزد یهودیان ،زرتشتیان ، مسیحیان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است. در كتاب تورات از او به عنوان حضرت مسیح ، فرستاده پروردگار، شکست دهنده فرعونیان، شاهین خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است.

 

 

درصحف عزرای پیامبر آمده است: کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بیت المقدس بسازم.ابوریحان بیرونی (قرن 4 هجری) و غیاث الدین خواند میر (قرن 6 هجری در کتاب حبیب السیر، جلد یک، صفحه 136) از او بعنوان بانی بیت المقدس و مسجد الاقصی (یا همان قبله نخست مسلمانان) نام می برند. در تفسیر قرآن ابوالفتح رازی آمده است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پیغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردی بود مومن. مسعودی در کتاب مروج الذهب،صفحه606 می نویسد: این خبر در انجیل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عیسای مسیح طالع شده بود،دیده بود... و ما تفصیل این ماجرا را با آنچه مجوس ونصاری در باره آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ایم.

 

 

آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحی گیرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورایی دارد. ساختمان این گونه آرامگاه ، پیش و پس از آن دیده نشده است. پس از اسلام در دوران پادشاهی اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجری خورشیدی ) به دلیل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدی در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشیده و پیرامون آن آیاتی از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند.(دکتر رضامرادی غیاث آبادی در کتاب نقش رستم وپاسارگاد). قبله نمایی نیز در سنگ در کنار مهراب تراشیده اند.در زمان گذشته نوشته ای در آرامگاه به خط میخی بوده كه متن آن ، چنین است :

« ای رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهی جهان را به پارسیان دادم ، به مشتی خاك كه پیكرم را در برگرفته رشك مبر »

در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌ای از كوروش بزرگ باقیمانده است كـه همچون فرشتگان ، بــا بـالهایی آسمانی تراشیده شده است. نكتـه جـالب است كه ایـرانیان از زمان باستان تا‌كنون ایـن پیكره را مقدس می‌دانند و بـا اینكه پیكره‌های دیگر در سراسر ایـران در اثر نـادانی آسیب دیـده است هیچ‌كس جرأت نداشته بـه ایـن پیكره اهـورایی آسیب برساند! هنـــوز هم تصور مقدس بودن ایـن پیكره در میـان مردم بـومی بـاقی است (دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویچ).

مردم محلی دستــان او را رو به قبـله و در حـالت نیایش می دانند و مردم منطقه نـذرهای خود را تقدیم آرامـگاه می‌كردند( دكتر باستانی پـاریزی در كتـاب كـوروش ذوالقرنین ). آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس و شفابخش به شمار مـی آمد.(دکتر شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد).دکتر جمشید صداقت کیش در ویژه نـــامه فصل نــامه فــارس شنـاخت در نوشتــار مسجدهای فــارس در صفحه 88 می نویسد: در روایت های اسلامی هـم از مـقدس و آسمانی بـودن ایـن جـایگاه سخن بسیار رفته است از جمله در كتابهای زیر:

1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخری به سال 320 هجری ) صفحه‌های 109 و 141

2 ـ حدود العالم من المشرق الی المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131

3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جیهانی به سال 367 هـ ) صفحه‌های 113 و 123

4 ـ نزهت‌القلوب ( حمداله مستوفی به سال 740 هـ ) صفحه 178

 

 استاد ابراهیم پورداود ( کتاب ذوالقرنین و کورش از محمد کاظم توانگر زمین): هر ایرانی همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود یک بار به حج مشرف شود شایسته است که یک بار هم به زیارت کورش که پایگاه ملیت ایرانی است خود را برساند. نه فقط بخاطر ایرانی بودن بلکه به جهت زیارت فردی که قرآن بیشترین تعریف (17 آیه) در مورد یک زمامدار را از او کرده است.

Zigourat of Cyrus the great

 

 با این همه نشانه ها آشکار است که کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است و با این همه نشانه از مقدس بودن آرامگاه کوروش بزرگ نزد تمامی ملت های جهان، جای بسی تاسف است که این بنای با ارزش در آینده نزدیک بخاطر رطوبت و یا آبگرفتگی ناشی از سد سیوند برای همیشه ازبین خواهد رفت...

(منبع: www.kurosh-iran.blogfa.com)

 

نوشته شده توسط کوروش در  جمعه 12 مرداد 1386  و ساعت 10:08 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر